درمحضرشب(روشن فومنی)
ریتم شعر:مفعول .مفاعیلن
*********
درمحضرشب
***************

هرشب من سودائی- ازغربت وتنهائی
بررشته کشم گوهر
باسوزن مژگانها...........؟!
درسایه جانبخش -این گنبد مینائی*****
ازنه۹ فلکم بگذشت-اندوه ونشد خالی
بارغم جانکاهی-دارم به دل شبها
جاری شده درجویش اشک من سودائی***!؟
شب با من ومن با شب
سرگرم وفاداری
من عاشق او هستم-اوعاشق بسیاری.........
زیرا که چومن دارد
-بس واله وشیدائی******؟!
دیدار کند چندی -پرهیز کندگاهی
تاگرم کندبازار-یاتیز کند آتش
اینگونه محک سازد
پنهانی وپیدائی؟!
{(دیدار مینمائی وپرهیز میکنی -بازار خویش
داغ وآتش ماتیز میکنی)سعدی"ع"}
گوئی که قبول افتاد-دلداده گی "روشن"
شب با همه اجزایش
پیچیده شده درمن -ازعشق زلال شب
دارم دم گیرائی؟!**********؟!
برخال سیاه شب- وابسته دلم چندان
کزپای فلق دارم -برزلف شفق شانه
تاباز رسد ازراه-دلدار به زیبائی**؟!
اوپهن کند چادر
من پهن کنم اندوه- اوخلق کند پنهان
من خلق کنم افشا.....
تازرد شودچشمش-ازفرط غم آرائی؟!
من هرچه به دل دارم
آنجا به زبان آرم
عاشق نکند پنهان
برمحرم خودرازی
هرچند کشد آخر
-بروادی رسوائی؟"!*********
درحلقه مشتاقی-بودندرقیبانی
بس تنگ نظر بودند
ناکامروا رفتند
دلداده چه میخواهد؟!
جزخلوت وتنهائی؟!**********
رفتند وشدم دلخون-ازهجرتشان مجنون
شب ماند ومن واندوه

*************************************
غمهای جهان چون کوه
ازماتم شب گیران-شبها همه یلدائی؟!
*************
درپای شبم چون شمع
افروخت چراغ تن
عمریست که میسوزم
درمحضرشب آرام-این زندگی خام است
یامرگ مسیحائی؟!********
دلداده کش است -این عشق
چون برسحر انجامد؟!
میمیرد ومیمیرم/.
اواز شررخورشید-من ازگذرناهید
باداغ تمنائی؟!
روشن فومنی-عشق آباد۱۰مهر۱۳۸۲
***********************************
هدیه از طرف:دوستی عزیز-به انگیزه "والن تاین"
منهم این هدیه ارزنده را به همان مناسبت به همه
دوستانی که قدم رنجه وبه وبم-تشریف فرما شده اند
-تقدیم میکنم
**********************************************


*********************
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 6:24 توسط فومنی "روشن"
|

|