دستکاری دراشعار-بزرگان شعرپارسی "روشن فومنی"
******
*******************************************************
شوخی بابزرگان شعروادب
 
دستکاری
دراشعارسعدی
 
۱-(رام همچون گوسفند)
**** *** **
۲-(کسب الغزل)
*********
(شوخی باحافظ)
 
موجرقالتاق(۳)
***********
۴-(غم داریم-تاغم)
 
۱-(رام همچون گوسفند)
یکی پرسید ازآن چاچول چلمند
چرا-فرمان بری مانندگوسفند
زمانی رم- نمودی- مثل آهو
به حق خود بدی-چون شیر پابند
زهندوستان نمودی فیل تویاد
کنون هستی به تهران بی شکر-قند؟!
*************
"بگفت احوال مابرق جهان است"
گهی آنجوری وگاهی چنان است
"گهی تاطارم اعلا نشینم"
گهی یک سیر-گوشت بز-نبینم
شکستم کاسه وکوزه به یک پرت ؟!
حکومت بندبودی چون به یک زرت؟!
نمودم کاخ- استبداد-ویران
فشاندم- بذر-جمهوری به ایران
ندانم فرق یحیی را به یحیا
که این یحیی چه می سازد مهیا؟!
***************
کنون گشتم چنین چاچول چلمند
نمیگویدکسی -اوسکل -خرت چند؟!
زاختاپوس-خوابم-گشته کابوس
سرش در-کوفه-دمبش درسمرقند
به استقبال- تیغ- تیز-سلاخ
به پای خود-رودبیچاره گوسفند
بود-رازی دراین-رفتار-پنهان
گرسنه- میزنم -بسیار-لبخند
زمانی را که من باشم شکم سیر
زنم جفتک به چوپانان دلبند؟!
**********************

۲-(کسب الغزل)
*********
(شوخی باحافظ)
۱-(جلوه کاسبان)
*************
کاسبان کاین جلوه دربازار کشور میکنند
مردراشرمنده اولادوهمسر میکنند
"گوییا باور نمی دارند-روز داوری"
زانتیارا جاگزین-اسب واستر میکنند
مرغ فروشان بهرسنگینی آن جنس گران
ابتدا درحوضکی آنرا شناور میکنند
نانوایان دردکان خویش -خاک اره را
با دوسه من -جوش شیرین هم مخمرمیکنند
کار بقالان چونقالان-قهوه خانه هاست
سهم شیر خلق را از هفت خوان درمیکنند
کره خر- را جای بره میکنندذبح الحلال
نام قصاب محل را قاتل خر میکنند
نرخ نفت وگاز بالا میرود چندین دلار
دخل آن خرج وزیر مهرپرورمیکنند
وانگهی نرخ انار وگوجه وسیر وپیاز
باخیاروسیب زمینی راگرانتر میکنند
ناظربازار-واردشد به میدان-عقل گفت
جیب اورا کاسبان حالا- پراز-زرمیکنند
روشن"ازهفت آسمان-یکدانه اختر-هم نداشت
رفت کاسب شدبرایش-قمپزم-درمیکنند
***********************
شوخی باحافظ-موجرقالتاق(۳)
**********
**********************
الا یاایهالا ساقی-باچندین کفش نیم ساقی
که کردم پاره دراین ره-شدم نصف الهوالباقی
کشم بردوش اسبابم -چو صاحبخانه میگوید
که مالک بی خبرنبود-زنرخ وقیمت-چاقی
به صد-دوز وکلک گوید-پسررا-کرده ام داماد
بود- ابتر-نداردزن-چنین شخص قرمساقی؟!
چهارتا-منزل دیگر-وهرمنزل -به شش واحد
گرفته از-زمین شهری-درآن ایام-قاچاقی؟۱
شب تاریک -و قحط جاوجیبی این چنین هائل
چه داندحال زار-ما-چنان موجود-قالتاقی؟!
دراین ده سال-هرساله-گران کرده-اجاره را
که گشته ظرفیت تکمیل-نمانده جای ارفاقی
مرااولاد-افزون شد-تراموجودی بانکی
بفکرمسکن مهری؟!-دوقورت ونیم بودباقی؟!
باپوزش ازدوستان هنوزنیازبه ویرایش دارد:(روشن فومنی)
 
 
)
 
 
۴-(-غم تو-)
********
گفتم غم تودارم-گفتا -خودم- ندارم
گفتم نیازمندی-قدری برات بیارم
گفتا که شادو شادم-غم فایده نداره
تومستحق آنی-من- احتیاج- ندارم
گفتم چگونه شادی؟!-با اینهمه مصیبت
گفتا -نکن فضولی -بابا-تو-درمیارم
گفتم زشادمانی-چیزی بمن بیاموز
گفتا بود-خودآموز..من اسبشو سوارم
گفتم که مال ومکنت -شور وشعف فزاید
گفتا که رانت خوارم-قارون- بود-برارم
*********************
***************

***************
*******************
گفتم که شبروستی -یا-راهزن برادر؟!
گفتا که مفسدم من-ایران محل کارم
گفتم که ازحسابت-دولت کشد دماری
گفتاکه شر-خرم -من-امضاشو-درمیارم
گفتم نمی هراسی-ازدادگاه و قاضی
گفتا-خنک نسیمی-پارتی کند-نثارم
گفتم -زآدمیت -چیزی بمن بیاموز
گفتا بمن نیاموخت -بابای رشوه خوارم
ادامه دارد

ادامه دارد-درحال ویرایش
 
 
"
************
***********

* ******************************************
سروده:"روشن فومنی"
*********************************
**********
**********************
*************************
***********************************
*****
*******************************
*******
***************
برلحاف فلک افتاده شکاف-پنبه میباردازاین کهنه لحاف

************
***********

***************
*********************
****************
*************
****************

*************
+
نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386ساعت 17:58 توسط فومنی "روشن"
|

|