|
تااطلاع ثانوی تعطیل ( -------------------------------------------******** ***********
************* (فرشته مهر) *******************ابرهای تیره این سوی جهان آسمان آفتابی مرا- قیراندود کرده اند بی نوید باران ********************* مژ ه های بلند زمینی ات که تا آن سوی آسمان امتداد-دارد غم های مرا جاروب میکند! *********** فرشته مهر!! بار دیگر بین من و اندوه حایل می شوی!! وابرها را بامن می باری!! ........تا آسمان دلم آفتابی شود!! *********************** جنگل انبوه ************* ************************************************ درعمق جنگلی انبوه منهم چون درختان ریشه سخت حضوری سبزدارم-لاجرم پیچکهای صمیمی برمیانم حلقه بسته اند جان تادرگلویم خشکیده به لبانم نمیرسند شاخه هایم بسمت نور-قد می کشند صمیمیت پیچکها-نیز دورنمای حضورم تماشایی ست هرچند من ازریشه می پوسم وایستاده می میرم! ************************************
///////////////////////////////////////////////////////// ******************** (خون تزروها-محراب شاخسار) ****************** بازرنگین گشت-کاکل افرا* خون تزرو ها چون به محراب........ شاخساران ریخت!! *************** بازدرعطرعلف پیچید بوی گرم وتازه باروت بوی خشم ناب تزروها ------------------------ بازبی پاییز برگ سبزازشاخه می افتد *********** ازچه رو-ذم زمستانی سرسر ..بیداد طولانی زلفکان سروهاراجای شانه... می کٌند ازجا؟؟؟ وتوفان میشودناگاه
******************* بوی خون -و دود بازازمحراب جنگل تا ستیغ کوهساران ازچه پیچیده؟! غلیظ ...........؟! همچون مه صبح زمستانی سبک همچون پرکاهی که درسرتاسرجنگل زقعرسینه سوزان برگ سبز-هم آوار با لحن تبرها "صحبت سرما و دندان"(م-امید) ناله های گرم.....و آه سرد١؟؟؟؟؟؟ ********************** باردیگر خون تزروها ازچه برمحراب می ریزد؟! ************* (روشن فومنی)٠آذرماه۸۷
==============================
****************************** دوستان گرامی- تااطلاع ثانوی بعلت مسافرت ورودبه اینترنت برایم مقدورنیست ازتاخیردرجواب پیامهای ارزنده شماپوزش می طلبم-بااحترام وارادتمندی (روشن فومنی) ************************************************ 8888888888888 "واکسن عاطفه" 8888888888888 واکسن عاطفه را به روح خود ترزیق کرد تا ازپذیرش احساسات خارجی محروم شود.. هرگاه عاطفه ایی جدید به سراغش می آید گلبولهای روحش فعال میشوند ودرنبردی جانانه به کشتار عواطف خارجی دست میزنند-!! آنگاه پیروزمندانه ... به مقرخویش باز می گردند...وتو باصحتی بی نظیر همچنان......... به سنگدلی خود ادامه میدهی!! ******************* ************************** " روشن فومنی" *************************
************************* (سخنی بادوستان) **************** =============== ---------------------------------------------------- ************************** شوخی بابزرگان شعروادب دستکاری دراشعار(سعدی-حافظ)"ع" ********************************************* ۱-(غم تو) ۲-(کسب الغزل) ۳-رام همچون گوسفند ***************************************** (غم تو) =========== گفتم غم تودارم-گفتا -خودم- ندارم گفتم نیازمندی-قدری برات بیارم گفتا که شادو شادم-غم فایده نداره تو مستحق آنی-من- احتیاج- ندارم گفتم چگونه شادی؟!-با اینهمه مصیبت گفتا -نکن فضولی -بابا-تو-درمیارم گفتم زشادمانی-چیزی بمن بیاموز گفتا بود-خودآموز..من اسب شو -سوارم گفتم که مال ومکنت -شور وشعف فزاید گفتا که رانت خوارم-قارون- بود-برارم ********************* ************************ گفتم که شبروستی -یا-راهزن برادر؟! گفتا که مفسدم من-ایران محل کارم گفتم که ازحسابت-دولت کشد دماری گفتا"زهفت دولت-شخصا"-اجازه دارم!! گفتم نمی هراسی-ازدادگاه و قاضی گفتا-به ماده هایش -نرهای تازه -آرم گفتم -زآدمیت -چیزی بمن بیاموز گفتا بمن نیاموخت -بابای چاروادارم ***************** ۳-( کسب الغزل) ****************************** کاسبان کاین جلوه دربازار کشور میکنند مردراشرمنده اولادوهمسر میکنند "گوییا باور نمی دارند-روز داوری" زانتیا-"را جاگزین-براسب واستر میکنند مرغ فروشان بهرسنگینی آن جنس گران ابتدا درحوضکی آنرا شناور میکنند نانوایان دردکان خویش -خاک اره را با دوسه من -جوش شیرینی مخمرمیکنند کار بقالان چونقالان-قهوه خانه هاست سهم شیر خلق را از هفت خوان درمیکنند کره خر- چون جای بره میشود ذبح الحلال نام قصاب محل را قاتل خر میکنند نرخ نفت وگاز بالا میرود چندین دلار دخل آن خرج وزیر مهرپرورمیکنند وانگهی نرخ انار وگوجه وسیر وپیاز بابرنج وسیب زمینی راگرانتر میکنند ناظربازار-واردشد به میدان-عقل گفت جیب اورا کاسبان حالا- پراز-زرمیکنند مش تقی" هفت آسمان-یکدانه اختر-هم نداشت رفت کاسب شدبرایش-قمپزم-درمیکنند =============== ================================== ۴-(رام همچون گوسفند) ********** یکی پرسید ازآن چاچول چلمند چرا-فرمان بری مانندگوسفند زمانی رم- نمودی- مثل آهو به حق خود بدی-چون شیر پابند زهندوستان نمودی فیل تویاد کنون هستی به تهران بی شکر-قند؟! "بگفت احوال مابرق جهان است" گهی آنجوری وگاهی چنان است "گهی تاطارم اعلا نشینم" گهی یک سیر-گوشت بز-نبینم شکستم کاسه وکوزه به یک پرت ؟! حکومت بندبودی چون به یک زرت؟! نمودم کاخ- استبداد-ویران فشاندم- بذر-جمهوری به ایران ندانم فرق یحیی را به یحیا که این یحیی چه می سازد مهیا؟! ************** کنون گشتم چنین چاچول چلمند نمیگویدکسی -اوسکل -خرت چند؟! زاختاپوس-خوابم-گشته کابوس سرش در-کوفه-دمبش درسمرقند به استقبال- تیغ- تیز-سلاخ به پای خود-رودبیچاره گوسفند بود-رازی دراین-رفتار-پنهان گرسنه- میزنم -بسیار-لبخند زمانی را که من باشم شکم سیر زنم جفتک به چوپانان دلبند؟! ************************************* روشن فومنی-مشهد
|
About
888888888888888 Archives88/04/01 - 88/04/3188/03/01 - 88/03/31 Authorsروشن فومنی-طرح تصاویر:(گلشید)روشن فومنی Links
كشوربلاگفا
پایگاه خبررسانی پرستاری خراسان رضوی |